به‌روز شده در: ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۴:۵۹
تاريخ اين دو قبيله بني سعود و آل خليفه، اولويت رابطه دوستي بين سعودي و حکام بحرين (آل خليفه) را نشان مي دهد، هر دوي آنها ازقبيله عنزه هستند و موطن اصلي شان، شاخ شيطان (نجد) يعني منطقه اي واحد.. و از اين رو، ملّت بحرين از جنس آنها نيستند.
کد خبر: ۴۹
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۲:۱۹
به گزارش شیعه آنلاین، «مجاهد منعثر منشد» فعال رسانه ای عراقی است که در جدید ترین مقاله خود تحت عنوان "آل خليفه از شاخ شيطان تا بحرين" می نویسد: برخي سؤالات به ذهنم متبادر مي شود که نياز به جواب دارد، اين سؤالات از زمان شعله ور شدن انتفاضه و انقلاب بحرين برايم به وجود آمد.

از جمله این پرسش: چرا آل خليفه به چنين جناياتي در حقّ شهروندان کشور خودشان دست مي زنند؟ و چرا به ارتش کشور سعودي اجازه مي دهند مردم شان را بکشند؟ سعودي چه ارتباطي با اين ملّت مظلوم دارد که ارتش آنها بيايد و زشت ترين جنايات انتقامي را بر ضدّ جوانان بحريني مرتکب شود!

تصميم گرفتم از تاريخ آل خليفه اين دزدان راهزن مطلّع شوم تا به جواب کافي در مورد اين سؤالات برسم و رابطه بين خاندان حاکمه دو دولت با مواضع تاريخي ارتش سعودي - وهابي تروريست بحرين روشن شود.

در بررسي هايم متوجه شدم که تاريخ بحرين نياز به توضيح ندارد، زيرا اين تاريخ پر از منابع و مصادر است و جستجوي چنداني لازم ندارد.. اولين کسي بحرين را بنا کرد، ابو طاره بن ابي سعيد الجنابي القرمطي از فرقه شيعه اسماعيله بوده است و زمان آن برمي گردد به دوران ضعف دولت عباسي 317 هـ.ق (1)

اکثريت ساکنان بحرين شيعه اند که 70% کلّ جمعيّت اين کشور را تشکيل مي دهند.

آل خليفه

آل خليفه چادرنشيناني کوچ نشين از عشيره العتوب بوده اند، که عشيره شان به قبيله عنزه از تيره جميلة از فصيل فرزندان بنو عتبة منسوب است. (2)

موطن اصلي اين خاندان در "اهدار" در استان افلاج جنوب شرقي نجد (شاخ شيطان) بوده است. اين منطقه به کشاورزي و پرورش نخل و دامداري معروف است.

مهاجرت آنها از نجد در نيمه دوم قرن هفدهم ميلادي صورت گرفته است و گفته شده در سال 1710 آغاز قرن هجدهم بوده است. (3) در 1716 به کويت و در 1766 به قطر مهاجرت کرده اند؛ يعني به سمت شرق شبه جزيره عربستان. (4)

از آغاز مهاجرت حملات و سموم افکارشان و طمع ورزي هايشان را در هر جا پاشيده اند. امّا آغاز دست اندازي اين قبيله صحراگرد به بحرين به سال 1701 م برمي گردد. آنها در سال 1782 به بحرين هجوم آوردند و آنجا را غارت و اشغال کردند و به طور کامل برآن سيطره يافتند. اين حادثه در سال 1783 – 1197 هـ اتفاق افتاد. العتوب تمام نيروهايشان را به فرماندهي آل خليفه جمع کردند و به بحرين هجوم بردند. بدينگونه دوران حکومت وراثتي آل خليفه بر جزاير بحرين آغاز گرديد.

تاريخ اين دو قبيله بني سعود و آل خليفه، اولويت رابطه دوستي بين سعودي و حکام بحرين (آل خليفه) را نشان مي دهد، هر دوي آنها ازقبيله عنزه هستند و موطن اصلي شان، شاخ شيطان (نجد) يعني منطقه اي واحد.. و از اين رو، ملّت بحرين از جنس آنها نيستند.

در تاريخ ساکنان بحرين آمده که آنها مردماني غوّاصند که به کار صيد مرواريد از دريا اشتغال دارند، بنابراين، چه رابطه اي بين آنها و آل خليفه وجود دارد که متخصّص پرور دام و احشام و کشاورزي بوده اند، هرچند اين کار نيز شغل شريفي است و با عرق جبين بدست مي آيد.

حال، اي آل خليفه! چرا دارايي هاي ملّت بحرين و کار آنها را ازآنها مي گيريد؟ اي آل خليفه؟؟ آيا خداوند متعال مقدّر کننده و و تقسيم کننده روزي نيست!

مختصري از نقش وهابيّت در حکومت آل خليفه

بحرين بين سالهاي 1803 تا 1809 تحت حمايت وهابيّت درآمد. وهابيّون در سال 1810 حکمراني را براي بحرين تعيين کردند تا به اداره امور آنجا بپردازد؛ گويي اين منطقه اي جدا و تابع مديريت و حاکميّت آنان است.

در 1802 دولت عمّان بر آل خليفه بحرين حمله کردند، امّا به سبب حمايت وهابيّون از آل خليفه شکست خوردند.

در دهه پنجاه قرن نوزدهم فرزندان عبد الله بن احمد که پس از مرگ پدرش در 1835 حکومت را بدست گرفته بود، براي بدست آوردن حکومت بحرين با وهابيّون سعودي پيمان بستند.

در 1842 عبد الله در 1842 داخل درگيري طولاني با محمد بن خليفه شد که به شکست محمد بن خليفه منجر گرديد. وي بعد از آن به رياض پناهنده شد و در قلعه "مرير" از وهابيّون طلب مساعدت کرد. (5)

در 1869 محمد بن خليفه با آنها پيمان بست و به به بحرين هجوم آوردند...

در 1876 محمد بن خليفه با شيخ ابوظبي براي حمله و غارت الکورة و دوحه پيمان بست؛ حمله اي بي رحمانه و سخت که به سبب آن، قربانيان اين تهاجم براي انتقام دست به دامن وهابيّون شدند، آنها نيز حملات دريايي پراکنده اي به کشتي هاي بحريني ها صورتي دادند، امّا هيچ شخصي از آل خليفه هدف قرار نگرفت.

روشن مي شود که خاندان آل خليفه در همه عمليّات هاي نظامي وهابيون مزدور صحرانشين شبه جزيره عربستان را به کار گرفته اند تا سيطره خودشان را بر بحرين تحميل کنند.

آنچه از حوادث بين حکّام سعودي و آل خليفه در گذشته و حال مشخّص مي شود، اين است که  همه آنها در يک مسير حرکت کرده اند؛ به عنوان مثال سعود بن عبد العزيز پادشاه سعودي  به سلمان بن حمد آل خليفه حاکم بحرين پيشنهاد داد پلي بين بحرين و سعودي بکشند.

هدف از اين پروژه جنايتکارانه که مصيبت هاي فراواني براي ملّت مظلوم بحرين در پي آورد، کنترل هرچه بيشتر ملّت بحرين بود. در 1965 و در عهد پادشاه دوم سعودي فيصل بن عبد العزيز تلاش کرد پسر حاکم بحرين عيسي بن سلمان را به اجرايي کردن اين پروژه قانع سازد.

در 1978 توافقنامه اجراي اين پروژه بين دو طرف امضاء شد و در عهد پادشاه فهد بن عبد العزيز ساخت آن آغاز و در 1986 به پايان رسيد؛ و از اين رو به نام "پل ملک فهد" خوانده مي شود. (6)

اين امر، دخالت هاي بي پرده آل سعود در امور يک کشور مستقل و نيّات پنهاني آنها از زيرپا گذاشتن معاهدات و توافقات بين اللي در خصوص عدم اشغال سرزمين ها و کشورهايي که ربطي به سعودي ندارند، را آشکار مي کند.

متأسفانه ما در قرن تمدّن و پيشرفت، همچنان شاهديم که حکّام چمبره زده بر جان انسان ها، آزادي و حقّ و حقوق آنها را با افکار بدوي خود غصب مي کنند و بر جان و مال مردم مي تازند.

هر روز سخناني از اين خاندان درروزنامه ها مي خوانيم که ناشي از عقب ماندگي فکري خاندان حاکمه آل خليفه بحرين و آل سعود در عربستان است.

از جمله اين عبارت: "ارتباط تاريخي بين بحرين و عربستان سعودي؛ از نوع ارتباط يک ملّت واحد است".

اين تفکّر، تفکّري ديکتاتوري و جامد است که هرگز از آن استقلال فهميده نمي شود، آنها به ساده ترين مسأله اي که مربوط به تمدّن جامعه و استقلال آن مي شود، توجّهي ندارند، اين علاوه بر اهمال فرهنگ و آگاهي ملّت مسلمان بحرين است... حال، اسلام را چطور مي فهمند؟ و فهم آنها از حلال و حرام و حرم خون مسلمان بر مسلمان چيست؟ يا حرمت تجاوز بر ديگران، يا بر ملّت ها و کشورهاي ديگر..

دليل تاريخي بر طرح اين عبارت چيست؟

بحرين کشوري مستقل و جدا از سعودي است و هيچ ارتباط و اشتراکي با هم ندارند، حتّي در زمان دعوت اسلامي در زمان پيامبر عظيم الشأن اسلام محمد مصطفي صلّي الله عليه و آله و سلّم، ساکنان شاخ شيطان در نجد بر ضدّ اسلام بودند، در حالي که بحرين خود به عنوان کشوري مستقل، اولين کشوري بود که به اراده خودش اسلام آورد.

در زمان حکومت آل خليفه دولت ريتانيا در سال 1861 اعلام کرد که بحرين دولتي مستقل است. (7)

عليرغم خيانت آل خليفه به بريتانيا که به آنها متعهد شده بودند و توافقنامه امضاء کرده بودند مبني بر عدم دخالت دادن هيچ حکومت يا دول مجاور در امور بحرين، امّا امروزه مي بينيم که دولت سعودي همه اين توافقنامه ها و قراردادهاي بين المللي را زير پا مي گذارد و به سرزمين هاي دولتهاي عربي دخالت نظامي مي کند؛ خون بي گناهان را مي ريزد و مقدّسات اسلامي و آبرو و شرف و ناموس مردم بي دفاع آنجا را هتک حرمت مي کند. در حالي که يک دولت بزرگ همچون بريتانيا کاملاً در برابر اين همه اشغالگري سعودي سکوت کرده است.

حقيقت اين است که آنچه در بحرين رخ مي دهد، ازظلم و جور وقلع و قمع و ريختن خون اين ملّت شيعه و نيز در مناطق شيعه نشين شرق عربستان احساء و القطيف با سکوت هماهنگ جامعه بين المللي و رضايت و قبول آنها همراه شده است. بدينگونه دول بزگ، ناتواني خود را در متوقف ساختن جنايات حکّام آل سعود و بحرين اعلام مي کنند و به خاطر بقاي مهاجمان دزد صفت بر تاج و تخت ديکتاتوري، از صلح و آزادي و دمکراسي دست مي کشند.

اينها بدانند که تاريخ تمام اين موضع گيري ها را در خود ثبت خواهد کرد؛ موضع سازمان مبارزه با تروريسم که دو ادّعانامه قضايي را بر ضدّ آل خليفه طرح کرد، موضعي نزديک بود.

امّا در مقابل، ما هيچ موضع گيري از سوي سازمان حقوق بشر و سازمان عفو بين الملل نديديم، هيچ موضع مثبتي در قضيه بحرين يا احساء و القطيف نديديم. هر دوي اين سازمان ها از ايفاي نقش و مسؤوليت خود کنارکشيدند تا اعلام کنند که سياست هايشان از حاکمان ديکتاتور مجرم حمايت مي کند و بر ضدّ ملّت هاي مظلوم و ستمديده است.

در پايان، اين ملّتها هستند که دولتهاي بزرگ و سازمان هاي ساکت را به رسميّت نخواهند شناخت و حکومت جنايتکاران با قيام مردم انقلابي به پايان خواهد رسيد، پيروزي هم پيمان با آنهاست، چون آنها طالب حقّند و شاخ شيطان را از بيخ و بن در هم خواهند شکت.

منابع:

(1). تاريخ سياسي بحرين، ص22، به نقل از معجم البلدان، 2|72.
(2) . التحفة النبهانية117.
(3). تاريخ شرق شبه جزيرة عربستان، فصل دوم 45.
(4). گرايشات سياسي در خليج فارس56.
(5). قبيلة و دولت در بحرين 50.
(6). مجله الوثيقة |روابط آل سعودي - بحرين - شماره 51، 12-17.
(7). تاريخ سياسي بحرين، ص340.

ترجمه مقاله: فاطمه محمدی
نام:
ایمیل:
* نظر: